مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )

72

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )

كيتات ، اونگ گينگ چينگسانگ « 1 » را [ به جنگ با ايشان ] فرستاد و به آنان گفت كه فورا دستجات خود را در اختيار وى بگذارند . اونگ گينگ چينگسانگ تاتارها را كه ماگوجين سااولتو و سايرين در رأسشان قرار داشتند ، شكست داد و آنان را با گله‌ها و تداركاتشان وادار به عقب‌نشينى در طول [ رود ] اولجا « 2 » كرد ، و ورود خود را به [ چنگيز خان ] اطلاع داد . 133 - چنگيز خان گفت : « از روزگاران قديم ، قوم تاتار اجداد [ ما ] و پدران [ ما ] را نابود كرده‌اند . اينان قومى هستند كه ما از آنان كينهء فراوان داريم . از موقع [ استفاده كنيم ] و ايشان را از دو طرف غافلگير نماييم ؛ و ايلچيانى گسيل داشت تا اين خبر را به اطلاع تواوريل خان برسانند : « اونگ گينگ چينگسانگ از جانب آلتان خان ، تاتارها را كه ماگوجين سااولتو و ساير تاتارها در رأسشان مىباشند به عقب رانده است و آنان را مجبور به بازگشت ، در طول [ رود ] اولجا كرده است ؛ و گفت : كه وى خود را مىرساند . تاتارهايى را كه اجداد ما و پدران ما را نابود ساخته‌اند ، از دو طرف غافلگير كنيم . تواوريل خان ، پدرم فورا بياييد » . تواوريل خان كه از اين خبر مطلع شده گفت : « پسرم پيغام‌هاى عالى براى من فرستاده است . آنان را از دو طرف غافلگير كنيم » . تواوريل خان ، كه دستجات خود را گرد آورده بود ، روز سوم اين دستجات را به حركت درآورد و آمد به [ چنگيز خان ] پيوست . چنگيز خان و تواوريل خان هردو تن به نزد جوركىها كه ساچا باكى و تائيچوى جوركى در رأسشان قرار داشتند ، [ ايلچى ] فرستادند و [ چنگيز خان ] گفت : « اكنون از موقع [ استفاده كنيم ] و از دو طرف تاتارهايى را كه از روزگاران قديم [ اجداد ما ] و پدران [ ما ] را نابود ساخته‌اند ، غافلگير كنيم [ به عزم جنگ با ايشان ] به اتفاق سوار بر اسب شويم » . [ ايلچى ] را با اين پيغام روانه ساخت . شش روز در انتظار جوركىها بسر بردند . ازآن‌پس چون ، نمىتوانستند بيشتر [ انتظار بكشند ] ،

--> ( 1 ) - Ongging - Cingsang ، چينگسانگ كه به معنى وزير نيز مىباشد ، عنوانى است كه در مغولستان قرون وسطى بسيار متداول بوده ، و نه‌تنها صاحب اتوغ‌ها ، بلكه شاغلين ادارى كه توسط خوانين از طبقهء اشراف فئودال انتخاب مىشدند و بر دستجات قبيله‌اى وسيع و بزرگى فرمانروايى مىكردند ، اين عنوان را داشته‌اند ( ر . ك : نظام اجتماعى مغولان ، ترجمهء نگارنده ، ص 227 ، م ) . ( 2 ) - Ulja